نگاهی جامعه شناختی به هویت فردی و اجتماعی شهدای جنگ تحمیلی (ازخلال مطالعه موردی شهرستان اندیمشک )

http://www.scribd.com/doc/185642895/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7

ازنهج البلاغه...

من بزرگ‌مقدار بود ...

 

«در گذشته برادری دینی داشتم که در چشم من بزرگ‌مقدار بود. چون دنیای حرام در چشم او بی‌ارزش می‌نمود و از شکم‌بارگی دور بود؛ پس آنچه را نمی‌یافت آرزو نمی‌کرد و آنچه را می‌یافت زیاده‌روی نداشت. در بیشتر عمرش ساکت بود؛ اما گاهی که لب به سخن می‌گشود بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسش‌کنندگان را فرو می‌نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف می‌نمود؛ اما در برخورد جدی چونان شیر بیشه می‌خروشید، یا چون مار بیابانی به حرکت درمی‌آمد. تا پیش قاضی نمی‌رفت دلیلی مطرح نمی‌کرد و کسی را که عذری داشت، سرزنش نمی‌کرد؛ تا آنکه عذر او را می‌شنید. از درد، شکوه نمی‌کرد؛ مگر پس از تندرستی و بهبودی.

آنچه عمل می‌کرد، می‌گفت و بدانچه عمل نمی‌کرد، چیزی نمی‌گفت. اگر در سخن گفتن بر او پیشی می‌گرفتند در سکوت مغلوب نمی‌گردید و بر شنیدن بیشتر از سخن گفتن حریص بود. اگر بر سر دو راهی دو کار قرار می‌گرفت، می‌اندیشید که کدام یک با خواستة نفس نزدیک‌تر است با آن مخالفت می‌کرد. پس بر شما باد روی آوردن به اینگونه از ارزش‌های اخلاقی و با یکدیگر در کسب آنها رقابت کنید و اگر نتوانستید، بدانید که به دست آوردن برخی از آن ارزش‌های اخلاقی بهتر از رها کردن همه است.»

 

نهج‌البلاغه، حکمت 289

نجوا با زینب (س)

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش!

ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو .

مگو که بر شما چه گذشت ؟ مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ؟ مگو که خداوند آنروز عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و   عظمت هایی را که آفریده است یکجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگانش عرضه کرد تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده کنند .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

آری زینب! مگو که در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو که دشمنانتان چه کردند؟ و دوستانتان چه کردند ؟

آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم .

تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گذارده ای .

تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید.

اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم ؟

لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم .

با تو ای خواهر مهربان!

این تو هستی که باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! که از کربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی.

ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گلهای نوشکفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله سالار کاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

http://shariatism.blogfa.com/post-45.aspx

لینک : دانلود پوستر باکیفیت ایام فاطمیه

http://shia24.com/Link4698

عباس بن علی (ع)


وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللّهِ اءَمْواتاً بَلْ اءَحْياَّءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرزَقُونَ (آل عمران /169)

اى پيامبر هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند      

نگاهی به زندگی و شخصیت ابوالفضل العباس (ع)  

ممکن این سئوال به ذهن بیاید که چراباید درباره کسی بنویسیم که همه اورا می شناسند؟ واساسا"نوشتن از رویدادی تاریخی با انسان هایی که شناسای خواص و عوامند چیست؟ عباس بن علی ملقب به ابوالفضل (ع) راعرب وعجم وبسیاری ازغیرعرب و.عجم می شناسند .رویدادتاریخی کربلا را نیزهمچنین !پاسخ به ین پرسش بسیارساده است: آفرینش سرمدی ادبی و هنری است یکی از راههایی است که می تواند تاریخ را مانا و نامیرا کند .اساسا"ارتباط میان تاریخ و ادبیات دوسویه است .تاریخ برای بقای خود به ادبیات نیاز دارد و ادبیات برای آفرینش به تاریخ . زینب (س) به عنوان نخستین ادیب بابلیغ ترین کلام ،این رویداد تأثیر گذاررابیان می کند ،ویژگیهای آن رابازمی گوید،ازهمین روست که می بینیم تاریخ یک بار رخ داده وتمام شده ،اما هنری که زینب (س) آفرید ،ویژگی ای به این تاریخ داد که عاشورا مکررشد وکربلا در همه گیتی توسعه یافت(کرمیار،1389 ).     

ادامه نوشته

لینک دانلود نوحه (چلاب اندیمشک)

http://navayeney.com/moharram

به نام او ...

مریم پشته سفلی



گفتم : خدای من دقایقی در زندگانیم بود که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذرام آرام آرام برایت بگویم و بگریم در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟

گفت : عزیزتر از هرچه هست . تو نه تنها در آن لحظات ، که تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی و من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که اینگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد و با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

گفتم : پس چگونه راضی شدی من برای آن همه دلتنگی اینگونه زار بگریم ؟

گفت : عزیزتر از هر چه هست . اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند . اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان چرا که تنها اینگونه می توان همیشه شاد بود .

گفتم : پس آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشتی ؟

گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی تو هرگز گوش به حرفم ندادی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید .

گفتم : پس چرا ان همه درد در دلم انباشتی ؟

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی چیزی نگفتی . پناهت دادم تا صدایم کنی چیزی نگفتی . میخواستم برایم بگویی و مرا صدا کنی آخر تو بنده من بودی . چاره ای نداشتم جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم جوابم را ندادی ؟

گفت : اول بار که گفتی خدا . آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دیگر خدا خدای تو را نشنوم . تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر .

من اگر می دانستم که تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار میکنی ، همان بار اول شفایت می دادم .

گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت .

                                گفت : عزیزتر از هر چه هست ،

             من دوست تردارم .                                                 

 

 

خلاصه ای ازکتاب حکمتها و اندرزها ی شهید مطهری


امیرالمومنین علی ( ع ) می فرماید : آغاز و پایان اول دین ، شناخت خداست . دینداری اگر بخواهد به صورت صحیح و معقول و منطقی برای کسی پیدا شود ، باید از پایه ی توحید و خداشناسی آغاز گردد . تا این اصل در روح و دل تاسیس نشود سلیر قسمتها اساسی نخواهد داشت . رسول اکرم ( ص ) همینکه به رسالت مبعوث شدند و برای اولین بار به میان مردم ظاهر شدند فرمودند : مردم بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید . ایشان دین را از این کلمه آغاز کرد و حساسترین نقطه های قلب مردم را با عقیده توحید اشغال کرد و تکوین و تربیت امتی عظیم و مقتدر را بر این اساس به وجود آورد . انسانیت از خدا شناسی نمی تواند جدا گردد یا خدا شناسی و یا سقوط در حیوانیت و منفعت پرستی . خدا شناسی یگانه منطق صحیح و درست و مستحکم انسانیت است ، پایه اصلی تقوا و پاکدامنی و راستی و درستی و شجاعت و شهامت و فداکاری است . مبنای انسانیت و منشا امتیاز واقعی انسان از حیوان است . ایمان یکی از حوائج فطری و تکوینی ماست و بلکه بالاترین حاجت ماست و هر وقت به سرچشمه ایمان و معنا رسیدیم و نور خدا را مشاهده کردیم ، خدای را در روح و جان خود دیدیم ، آن وقت است که معنای سعادت و لذت و بهجت را درک می کنیم تنها ایمان و اعتقاد به معنویات و سپس نیکوکاری براساس آن اعتقادات مقدس است که قلب را آرام و رضایت خاطر را تامین می کند و سعادت را میسر می سازد . در حدیث است که خداوند خوشی و آسایش را در دو چیز قرار داده : تعیین و رضایت خاطر و ناراحتی و رنج را در دو چیز : تردید و خشم . تعیین همان ایمان محکم و پا برجاست به اینکه جهان مدبری دارد حکیم و آنچه انبیاء به عنوان بشارت و تندرز گفته اند یعنی نسبت به نیکوکاری نوید داده اند و نسبت به بدکاری اعلام خطر کرده اند ، همه راست و درست و دیر یا زود واقع می گردد .

قرآن کریم در سوره ی کوچکی که به نام سوره ی عصر نامیده می شود ضمن تاکید با یک قسم می فرماید : بشر جز با داشتن چهار خصلت زیانکار و بدبخت است : اول ایمان ، دوم عمل درست و صحیح ، سوم تشویق و وادار کردن افراد یکدیگر را به حق ، چهارم تشویق و توصیه افراد یکدیگر را به خویشتن داری و استقامت و صبر .

سعادت بشر در گرو دو چیز است : ایمان و عمل صالح . البته ایمان به ذات اقدس ربوبی مقصود قرآن است که ایمان به او ایمان به همه حقایق عالم است . در آثار دین ما مکرر به این نکته اشاره شده که علم است که به عمل ارزش می دهد و آن را بالا می برد . اثر و ارزش کاری که با نیروی علم و معرفت صورت گیرد صدها برابر کاری است که جاهلانه صورت گیرد . روی همین اصل است که در اسلام دو چیز محترم است : یکی کار و دانش و دو چیز مردود است : بیکاری و نادانی .

بیکاری با فساد اخلاق و کار با تهذیب اخلاق رابطه دارد . چه بسا انسان بیکار به انواع فساد اخلاقی و بیماریهای روانی و عصبی مبتلا شود و زندگی اش تباه و سیاه گردد .

در قرآن کریم آیات زیادی هست که از مسئله ظلم به نفس یاد می کند مثل اینکه می فرماید همانا خداوند به آنها ظلم نمی کند آنها خودشان به خودشان ظلم می کنند . علت ظلم به نفس دو چیز است : یکی غفلت و جهالت و دیگری طغیان شهوت و هوا و هوس بر عقل و انسانیت . از قضا غالب بدبختیهای انسان همانهاست که خودش به دست خودش با نیت خیرخواهی برای خود به وجود آورده از روی جهالت و نادانی به خیال اینکه به خودش خیری برساند ، شری رسانده است . با این حال همیشه برای بندگان راه بازگشت و توبه را باز گذاشته است که اگر گناهی از ما سر زد سریع متنبه و پشیمان شویم و به سوی خدا باز گردیم . توبه رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداوند برای اصلاح خود است و رکن و اساس توبه ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است . توبه در دو هنگام پذیرفته نمی شود : یکی در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد و در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود می گیرد صورت توبه دارد ولی حقیقت توبه ندارد . در سوره ی مبارکه مومن آیه 85 درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند می فرماید : همینکه عقوبت سخت ما را دیدند اظهار داشتند که به خدای یگانه ایمان آورده ایم و تمام آن چیزهایی را که شریک خداوند ساخته بودیم به دور ریختیم . ولی این چنین توبه و ایمانی که بعد از مشاهده عقوبت سخت پیدا شود هرگز به حال آنها سود نخواهد بخشید . این سنتی است از خدا که همیشه بوده است و کافران در این موطن و موقف زیاد کرده اند . موقف دوم که توبه پذیرفته نمی شود جهان آخرت است . همینکه آدمی بدان جهان رفت دیگر توبه و پشیمانی سودی ندارد . نه تنها بدان جهت که در آنجا آدمی کیفر را حاضر و مشهود می بیند بلکه بدان جهت که در آنجا دیگر عمل و تغییر تصمیم و حرکت و تکامل معنا ندارد .

دنیا مذموم محبت و علاقه به دنیاست به معنای دلخوش شدن و قانع شدن و اکتفا کردن و باز ماندن از ماوراء این علایق است . حضرت علی ( ع ) می فرماید : دنیا خواه ناخواه منزلگاهی است برای بشر که چند صباحی در آن زندگی می کند و می رود بعد می فرماید : ولی مردم در این دنیا دو دسته اند : یک دسته به بازار این جهان می آیند و خودشان را می فروشند و برده می سازند . دسته دوم : مردمی هستند که خود را در این بازار می خرند و آزاد می سازند . انسان باید در نظر داشته باشد حتی اگر گناهی هم کرد باز هم به بخشش و آمرزش خداوند امید داشته باشد و هرگز از رحمت الهی ناامید نگردد . اما خدای ناکرده انسان امید و رجاء خود را ببازد و از دست بدهد اهمیت فوق العاده ای دارد . بالاتر از آن هنگامی است که ایمان و معرفت خود را ببازد زیرا ایمان است که منبع امید و رجاء است . ایمان است که توکل و اعتماد و امیدواری می آورد . قلب سلیم و سالم یعنی دلی که هیچ نوع بیماری از قبیل کینه ، حسادت ، ریا و . . . نداشته باشد دلی که منور باشد به نور معرفت خدا و در آن شکی و شرکی وجود نداشته باشد که این قلب سلیم نیز موجب سعادت انسان است . قلب سلیم و نورانی و نیت پاک سعادت دنیا را به سعادت آخرت متصل می کند ، آدمی را از دایره محدود خودبینی خارج میکند ، خالص برای خدا می گردد .

یاالله ، یا رحمن ، یا رحیم ، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک .

 

 

 

 

 

 

 

 

نام منبع : حکمتها و اندرزها

نویسنده کتاب : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

سال انتشار کتاب : مرداد 1378

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ندای باصلابت   محمد رسول الله

...بغضی گلویم رامی فشرد از درک صبوری بی نظیر دل مهربانت ای حبیب خدا! واشک امانم نمی دهد آنگاه که ندای باصلابت   محمد رسول الله  برجانم می نشیند واز آتش عشقت می سوزاندش !

...دستم به جایی نمی رسد و فریادم در این گوشه زمین مدفون است . 

چه کنم ای پیام آوررحمت ! از زخم تازه ای که باز دشنه جهل سخت دلان  برپرنیان وجودت نشانده اند !

دعوت از علاقمندان به مشارکت در یک تحقیق دانشگاهی با موضوع ((دین و رسانه)):


لطفا  در صورت امکان پاسخی بیش از بلی و خیر مرقوم بفرمایید
پیشاپیش از همکاری و حسن توجهتان سپاسگزارم !

سن ،جنسیت ،تحصیلات ،مذهب


1- آیا شمافردی  مذهبی و مقید به آداب دینی خاصی هستید؟

2-آیا در انجمن و گروه  مذهبی خاصی عضویت دارید؟
3-اطلاعات دینی خود را از چه طریق بدست می آورید؟(خانواده ، نهادهای سنتی
،دانشگاه ،رسانه : مجلات ،تلویزیون ،رادیو ،اینترنت ،سینما ،ویدئو)
4- آیا رسانه ها تأثیری درزندگی معنوی وعقاید دینی شما داشته اند؟
سخنرانی ،فیلم ،سریال ،گفت وگو ،کلیپ ،موسیقی  خاصی که  روی شما به لحاظ
معنوی و دینی تأثیر داشته است نام ببرید؟
5-چه نوع برنامه هایی از رسانه ها شما را بیشتر جذب می کنند؟ (اخبار ،
برنامه های تفریحی و سرگرمی، گفت وگو ، برنامه های علمی وآموزشی ، مناسک
دینی )
6-اگر برنامه های رسانه ای در تضادبا عقاید و افکار دینی شما باشند چه
عکس العملی نشان می دهید؟
7- تاچه حد به رسانه ها اعتماد دارید؟
8-آیا تاکنون بیان اعتقادات و افکار خود را در رسانه مشاهده کرده اید؟

 معرفی کتاب : «حديث دل سپردن» مرتضي آقاتهراني


كتاب «حديث دل سپردن» مجموعه بيانات استاد دكتر مرتضي آقاتهراني در موضوع ياد خدا و اهميت آن در سلوك معنوي است كه در دهة سوم ماه صفر سال 1425 قمري ايراد شده است.

اين كتاب در شيوه بيان نكات اخلاقي و طرح راهكارهاي عملي ارتباط با محبوب بسيار نادر است. خواندن آن را به همه شما دوستان گرامي پيشنهاد مي كنيم.

انسان بايد در همه كارها، رضاي حق را در نظر بگيرد و به كارهايش رنگ و بوي خدايي ببخشد. اگر كارهايمان را براي خشنودي خدا انجام داديم و فقط به دنبال جلب رضايت حق باشيم كارهايمان بركت پيدا مي كند. البته قابل توجه است كه اخلاص در عمل و خدايي كردن كارها پيش نياز بركت است.

ادامه نوشته

مسابقه کتابخوانی (ماه ضیافت با کتاب )

مسابقه کتابخوانی (ماه ضیافت با کتاب )

ویژه خواهران 

تلفن ثبت نام 09358632577

محل ثبت نام : اندیمشک خ پاسداران جنوبی کوچه نرگس مسجد جامع 

جوایز برگزیدگان : نفراول :600000 ریال نفردوم 300000 ریال نفرسوم 200000ریال

اعلام نتایج :عید فطر ساعت  7 عصر

به بهانه نیمه شعبان ؛میلاد امام زمان (ع)



همه چیز دراین جامعه لوث می شود به مدد رسانه ،همایش، بزرگداشت و...

پارسال شب میلاد امام  بودجایی نداشتم بروم که باحال وهوای من سازگارباشدوبتوانم درآن شیعه بودنم را مرور کنم وباور!...


 پای تلویزیون نشسته بودم گزارشی ازصحن مسجد جمکران پخش می شدپراز جملات کلیشه ای و تکراری که این روزها همه جرأت گفتنش را دارند ؟!یکی ازمصاحبه هاخیلی حالم را بهم ریخت ومتاسف شدم چراکه درآن جمعی مسافررا نشان میداد که کنارماشین پارک شده ی خودپای بساط چای ومیوه اشان استراحت می کردند وخوش بودند وخبرنگاربا این سئوال به جمعشان پیوست که با چه انگیزه ای اینجا آمده اید وبنده خدا یکی ازآنها  درحالی که خودش راجمع و جور می کردکه ازحال دنیایی !!!خود خارج شودو  بامعنویت!!! مورد انتظارنمایانده شود  با لحنی محزون جواب دادکه ما منتظرظهور آقائیم!

باخودم فکر میکنم که ظاهرا"هرآنچه که در تلویزیون مطرح می شود خواه نا خواه مبتذل می شود وشاید این خاصیت تلویزیون است چون اساسا"قرار است جذاب و سرگرم کننده باشد ولی ایکاش در مورد تبلیغ دینی در تلویزیون ظرافت نظر بیشتری به خرج می دادند که  اینچنین به عنوان ضد تبلیغ عمل نمی کرد .


(( در واقع تلویزیون قادر نیست بسیاری از این معانی را نشان دهد. برای نمونه ،او نمی تواند پیامبر و امامان وفرشتگان را نشان دهد . او برای به تصویر کشیدن آن ها باید از کلام سود ببرند .استفاده از کلام ، مصاحبه وگفتگو برای  اثبات این موضوعات در تلویزیون خسته کننده است . این قالب تلویزیون است که تعیین می کند چه پیامی و چگونه می تواند ارائه شود.

تلویزیون قدرت کلام وفکرراتضعیف می کند. تلویزیون وسیله ای است که دراوقات فراغت استفاده می شود.از این رو وسیله مناسبی برای مباحث طولانی و عمیق نیست.وآنها رالوث می کند .

  تلویزیون مجبور به برش و تکه تکه کردن است و همین شکل و فرم را بر محتوی غالب می کند .این که چه برنامه ای ضبط و پخش شود یا نشود ، تنها براساس ((ملاک رسانه))  نیست ،بلکه براین  اساس است که چه چیزی می تواند جذاب باشد .برای نمونه ،پخش یک برنامه دعا یا مراسم مذهبی ممکن است  برای بیننده خسته کننده باشد .ازاین رو این کارگردان است که با برش های خود آن ها را جذاب می کند و در این میان ممکن است محتوا آسیب ببیند.

تلویزیون، قاتل روح و فکر است .فکروروح همان گونه که هگل گفته است .از آن جا آغاز می  شود که یک فکرنگه داشته می شود ،سپس آن خودش را می تواند به این وسیله متحول بکند که این نیازمند زمان است وتلویزیون جایی برای این کار نمی گذارد . صرفه جویی در زمان محور اصلی در برنامه سازی تلویزیون است.حقیقت در تلویزیون ((حرکت)) و((جریان )) است .این رسانه همیشه دنبال موضوع های جدید است .از این رو آن ها را استفاده می کند وزود آن را بی مصرف می سازد.تلویزیون موضوعی را با حرارت مطرح می کند وسریع به فراموشی می سپارد.حوادث مهم نیز چند روزی بیش نمی توانند در صفحه تلویزیون بمانند .))



 میلاد امام حسین (ع) برمحبان و پیروانش مبارک باد

·       ناتوان‌ترینِ مردم کسی است که از دعا کردن واماند و بخیل‌ترینِ مردم کسی است که در سلام دادن بخل ورزد.

·       هرگاه آشفتگی و بلا به عاقلی روی آورد، اندوه خود را با دوراندیشی می‌زداید و برای چاره‌جویى، در خانه عقل را می‌کوبد.

·       عقل جز از راه پیروی حق، به کمال نمی‌رسد.

·       هر کس این پنج چیز را نداشته باشد، (از زندگی خود) بهره چندانی نمی‌برد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش‌خلقى.

·       شریف‌ترین مردم کسی است که پیش از اندرز دیگران پند گیرد و پیش از بیدارباش دیگران، خود بیدار شود.

·       امام حسین(ع) در تعریف برترین عبادت می‌فرماید:

·       جمعى، خدا را از شوق بهشت می‌پرستند؛ این عبادت سوداگران است. گروهی خدا را از بیم دوزخ می‌پرستند؛ این عبادت بردگان است و برخی خدا را از روی شکر و قدرشناسی می‌پرستند که این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است.

·       از امام حسین(ع) پرسیدند: «ادب چیست؟» فرمود: «این است که از خانه خود بیرون آیی و با هیچ‌کس برخورد نکنى، مگر آنکه او را برتر از خود ببینی».

·       آن کس که بخشش تو را پذیرد، تو را در جوانمردی کمک کرده است.  

·       شکرگزاری تو بر نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می‌شود.

·       هر کس از تدبیر بازماند و از چاره‌ها ناتوان گردد، مدارا، کلید (گره‌گشای مشکلات) اوست.

·       امام رضا(ع) از امام حسین(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «هر کس دوست دارد اجل او تأخیر افتد و روزی‌اش فزونی یابد، باید صله رحم انجام دهد».

·       سیدالشهدا(ع) می‌فرماید: «ای فرزند آدم! تو همانند روزها هستى؛ هر روز که بگذرد، بخشی از تو رفته است».

·       «بدترین اوصاف زمامداران، ترس از دشمنان و بی‌رحمی بر ناتوانان و خودداری هنگام بخشش است

·       «هر کس خدا را آن‌گونه که حق پرستش اوست، بپرستد، خدا به او بالاتر از آرزوها و کفایتش ارزانی می‌کند».

 

گزیده ای ازمناجات شعبانیه

   خدایا! درود فرست برمحمد و آل محمد

و آنگاه که تورا میخوانم دعایم را اجابت فرما وچون با تونجوا کنم به حالم توجه  فرماکه من بسوی تو گریخته ام .

خدایا!توازدلم آگاهی ونیازمندیم را میدانی و ضمیر مرا می شناسی .

خدای من !اگرتو مرا از رزقت محروم سازی دیگرکه تواندمراروزی دهدواگرخوارم گردانی که مرایاری تواند کرد .

ای خدای من!اگرمن لایق رحمتت نیستم تولایقی که برمن از فضل بی پایانت ببخشی .

خدایا !چگونه ازحسن توجهت بخودم ازپس مردنم مأیوس شوم و حال آنکه تو بامن درزندگیم جز نیکی رفتارنکردی .

خدای من !تودر دنیا گناهانم را ازتمام خلق پنهان داشتی و من در آخرت به پرده پوشی تو محتاج ترم .

خدایا !اگرمرابه آتش دوزخ بسپاری اهل آتش را آگاه خواهم کرد که من تورا جدا" دوست میدارم .

خدایا!من نیرویی که بوسیله آن از نافرمانیت باز گردم ندارم جزآنکه توبعشق و محبتت مرا بیدارگردانی.

خدای من!مراانقطاع کامل از خلق وتوجه کامل بسوی خودت عطافرما ودلهای مارا بنوری که با آن تورا مشاهده کند روشن ساز .

ای خدای صاحب جلال و بزرگواری و درود خدا بررسولش محمد و براهل بیت پاکش

مبعث

  

 اقرا بسم ربك الذي خلق , خلق الانسان من علق , اقرا و ربك الاكرم الذي علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم 

درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادی و مقارن با خاموشی چراغ علم و دانش در روم، بزرگ‌ترین حادثه تاریخ به وقوع پیوست و شبه‌جزیره عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق خداوند، محمد امین(ص)‌ شد .كه در نخستین گام به فراگیری علم و دانش فراخوانده شد، «بخوان به نام پروردگارت كه آفریدت» و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان زندگی با روایت «اطلب العلم من المهد الی اللحد» فراخواند..  آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند. عيد يعني بازگشت به زندگي و نه بازگشت به معناي رجعت به قهقرا. از زماني كه اديان را به شكل علمي مورد مطالعه قرار دادند، به خصلت مشتركي ميان آنها رسيدندشاخصه‌ي مشترك اديان توحيدي و سامي در دعوتي بود كه به يكتايي و عدالت مي‌كردند. مي‌گفتند خدا يكي است و همگان در برابر آن برابرند. اين دعوت در مسير رسيدن به عدل مطلوب، طبيعي بود كه حاكمان را از زرمندان و زورمندان، در برابر خود يابد. گروندگان به اين پيام نيز عموما محرومان و يا روشنفكراني كه از طبقات بالا مي‌بريدند، بودند؛ اما اين هدف رهايي‌بخش طبعا از راه تغيير نگاه و دعوت به تعقل و تدبر و نقد و فعل في‌الارض بوده است.برای شناخت دقیق و تصویر كلی و تمام هر مذهبی، شناختن خدای آن، كتاب آن و پیغمبر آن ضروریست و این روش ساده‌ترین، ممكن‌ترین و در عین حال علمی‌ترین و مطمئن‌ترین روش شناخت یك مذهب است.محمد (ص )تركیبی از موسی (ع)و عیسی (ع)است، گاه او را در صحنه‌های مرگبار جنگ می‌بینیم كه از شمشیرش خون می‌چكد و پیشاپیش یارانش كه برای كشتن یا كشته شدن بی‌قراری می‌كنند، می‌تازد و گاه وی را می‌بینیم كه وقتی هر روز در رهگذرش مرد یهودی از بام خانه‌اش خاكستر بر سرش می‌ریزد و او نرم‌تر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمی‌كشد و یك روز كه از كنار خانه وی می‌گذرد و از خاكستر مرد خبری نمی‌شود، می‌پرسد رفیق ما امروز سراغ ما نیامد؟ و چون می‌شنود كه بیمار شده است به عیادتش می‌رود.در اوج قدرت در آن لحظه كه سپاهیانش مكه را، شهری كه 20‌سال او و یارانش را شكنجه داده و آواره كرده است، اشغال كرده‌اند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان  مسیح، كنار كعبه می‌ایستد و در حالی كه 10 هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش در اطرافش برق می‌زنند و... می‌پرسد؛ «ای قریش فكر می‌كنید با شما چه خواهم كرد؟»، قریش كه سیمای مسیح را در این موسایی كه اكنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب می‌شناسند و به چشم می‌بینند، پاسخ می‌دهند كه «تو برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی كه از گذشت و مهربانی گرم شده است، می‌گوید: «بروید، همگی آزادید.» پیغمبر كه تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن می‌گوید و خسروان و قیصران و قدرتمندان حاكم بر جهان آن همه از شمشیرش می‌هراسند و دشمن از شدت غضبش می‌لرزد، در عین حال مردی است سخت عاطفی، با دلی كه از كمترین موج محبتی می‌تپد و روحی كه از نوازش نرم دست صداقتی، صمیمیتی و لطفی به هیجان می‌آید، در خانه و خانواده نیز چنین است. در بیرون، مرد رزم و سیاست و فرماندهی و قدرت و ابهت است و در خانه پدری مهربان، شوهری نرم‌ خوی و ساده و صمیمی،... وی هرگز نمی‌كوشید تا خود را مرموز و غیرعادی و موجودی عجیب و غریب در چشم‌ها بنمایاند، بلكه بعكس حتی به مادی بودن تظاهر می‌كرد، نه‌تنها از زبان قرآن می‌گوید كه «من بشری هستم بمانند شما و فقط به من وحی می‌شود، .../ كهف 110».  كه همواره اعتراف می‌كند جز آنچه به من گفته می‌شود، از چیزی خبر ندارم و در رفتار و زندگی و گفتگویش همه جا می‌كوشید تا در چشم‌ها شگفت‌آور و فوق‌‌العاده جلوه نكند و سعی می‌كرد تا ابهت و جلالی را كه در دل‌ها دارد، بشكند. می‌گویند روزی پیرزنی نزد وی می‌آید تا از او چیزی بپرسد. آن همه خبرها و عظمت‌ها كه از او شنیده بود چنان در او اثر می‌كند كه تا خود را در حضور وی می‌یابد، می‌لرزد و زبانش می‌گیرد، پیغمبر احساس می‌كند شخصیت و شكوه او وی را گرفته است، ساده و متواضع پیش می‌آید و با لحنی كه از خضوع، نرم و صمیمی شده‌ است، می‌گوید؟ مادر چه خبر است؟من پسر آن زن قریشی‌ام كه گوسفند می‌دوشید. بعد احساس و عمق عاطفه و اندازه رقت قلب محمد نیز شگفت‌انگیزاست.  به این گونه است كه محمد(ص) و رسالت چند بعدی و دو جهتش شایستگی آن را دارند كه آرزوی بزرگ انسان امروز را تحقق بخشد. و به راستی می‌توان گفت كه محمد (ص) را با نگاهی كه اشیا و اشخاص را می‌نگریم نباید نگریست بلکه چنین «باید از نو دید»، «از نو شناخت»، ،  

زینب (س) عقیله بنی هاشم

زینب علیهاالسلام دختر علی و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیّت با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با برکت خویش، مشکلات و رنج‏های زیادی را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخی چون اسارت و... را تحمل کرد. این سختی‏ها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود(1). او را ام کلثوم کبری، و صدیقه صغری می‏نامیدند. از القاب آن حضرت، محدّثه، عالمه و فهیمه بود. او زنی عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوی، تربیت علوی، و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری که او را «عقیله بنی هاشم» می‏گفتند. با پسر عموی خود «عبد اللّه‏ بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانی بود که دو تن از آن‏ها (محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبد اللّه‏ الحسین علیه‏السلام شربت شهادت نوشیدند(1). آن بانوی بزرگوار سر انجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با کوله باری از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانی را وداع گفت. در این مقال برآنیم که گوشه هایی از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسی و بیان کنیم.

زینت پدر: معمولاً پدر و مادر نام فرزند را انتخاب می‏کنند، ولی در جریان ولادت حضرت زینب علیهاالسلام والدین او این کار را به پیامبر اسلام جدّ بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه علی علیه‏السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (= زین + اب) را که به معنای «زینت پدر» است برای این دختر انتخاب نمود(2). ـ

علم الهی : مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات ـ حتی ملائکه ـ دانش و بینش اوست. «وَعَلَّمَ آدَمَ الاَْسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَةِ فَقالَ اَنْبِئُونی بِاَسْماءِ هؤلاءِ اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ. قالوُا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا اِلاّ ما عَلَّمْتَنا اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ»(3)؛ «سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می‏گویید، اسامی این‏ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزّهی. ما چیزی جز آن چه به ما تعلیم داده‏ای نمی‏دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» و برترین علم‏ها، علمی است که مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شود، یعنی دارای علم «لَدُنّی» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر علیه‏السلام می‏فرماید: «وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْما»(4)؛ «علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.» زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد علیه‏السلام دارای چنین علمی است، آن جا که به عمّه‏اش خطاب کرد و فرمود: «اَنْتَ عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلِّمَةٍ وَفَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ(5)؛ 

مداحی رسانه ای

چکیده

در سالهای اخیر باروند رو به رشد رسانه ای شدن مناسک ، .باتلاش هنرمندان فعال رسانه در کنار تعامل با عناصر اصلی گرداننده این مناسک؛ یعنی مداحان ، الگوهای جدیدی ازنمایش  گردهمایی های مذهبی را در قالب های نو وجذاب هنری به  مخاطب عرضه شده است.. بنابراین مداحان در این میان به عنوان متولیانی مؤثر در ارائه هنرمندانه از واقعیت امردینی واندیشه مذهبی  به جامعه عمل می کنند.

از اینرو درتحقیق حاضر سعی شده است ویژگیهای متون مورد استفاده این مداحان با استفاده ازمتدتحلیل محتوا مورد بررسی قرار گیرد.

با فرض پذیرفتن مداحی رسانه ای به مثابه رویکردی جدید در تبلیغ دینی و با تکیه بابررسی صورت گرفته روی محتوای متون  ارائه شده توسط مداحان رسانه ای ،شاید بتوان از وجود نگرش ونگاه خاص دینی غالب بر اینگونه متون سخن گفت نگرشی که :

1-متکی بر تقویت احساسات وعواطف مذهبی است

2-کمترناظربه بیان مسائل اخلاقی ومباحث جدی فکری و اعتقادی است

و باعث اشاعه دینداری متناسب باآن در جامعه دینداران خواهد شد. این نگرش از آنجا که بیش از هر چیزبر روی کارکرد یکپارچه سازی  مناسک مذهبی تمرکز یافته است از نقش  مناسک در جهت آگاهی بخشی اخلاقی به افرادجامعه غافل است واز اینروست که که در این بستر مهمترین مقولات زیربنایی فکری ،اعتقادی واخلاقی معطل مانده وصرفا" مقولات روبنایی احساسی وعاطفی مجال طرح می یابند.

کلید واژه ها:رسانه ، مناسک ، مداح ،  دینداری، تحلیل محتوا

 

ادامه نوشته

عنوان مقاله: نگاهی به جنبه زیباشناختی وهنری مناسک عزاداری عاشورا

 

      یکی از جنبه های با اهمیت وویژگیهای مشترک مراسم آئینی در هر فرهنگی ، جنبه زیبا شناختی و هنری آن می باشد .آئین ها بویژه مناسک مذهبی ،زمینه ظهور وبروز هنر یک قوم می باشند و   در آنها جلوه های زیبا ی هنری مشاهده می شود که باورها و اعتقادات دینی را به طور ملموس تر می نمایاند و درواقع(( آمیختگی نمادینی )) از روحیات معنوی و جهان بینی را بوجود می آورند که تقویت کننده ایمان  و در عین حال مشوق و مهیج احساسات زیبا شناسانه افراد است واز آنجا که در ارتباط با اعتقادات وباورهای آنها قرار می گیرند بسیار قوی ومؤثر اند ؛ از جمله این مناسک میتوان به عزاداری عاشورا اشاره نمود که قرنهای متمادی  با تکیه بر سوز و گداز عاشقانه و به واسطه ابزار های عاطفی  ونمادها وتصاویر واز همه اساسی تر موسیقی نهفته در دل خویش نیروی محرکه مؤثری درتاریخ شیعه بوده است ؛ چرا که همواره به کمک وبا استفاده از ابزاری مانند هنر، شور واحساس دینی دینداران - که سوای  از سطح آگاهی واندیشه واعتقاددینی اشان تقریبا"امری  مشترک میان آنهاست -را برمی انگیخته است  واز اینرو طیف وسیعی از افراد را مخاطب خود می ساخته است  وامروزه نیز در میان جوامع شیعی از جمله ایران به عنوان محوری ترین مناسک وهویت بخش ترین  آنها عمل می کند واز آنجاکه در هر فرهنگی ،فرآیندی دائمی از تولیدومبادله معنا و تفسیر معناهای موجود در آن وجود دارد که متوقف نمی شودومحصول آن در فرم وشکل نیز ظهور می یابد از اینرو اجرای مناسک عزاداری عاشورانیز با قرار گرفتن  در بستر فرهنگ ایرانی تحت تأثیر این فرایند به مرور زمان دارای شکل وفرم ویژگیهای خاص متناسب با آن شده است واین ویژگیها حتی در مناطق مختلف ایران با توجه به شرایط اقلیمی ،فرهنگی،اجتماعی وسیاسی به اشکال متفاوتی نمود یافته است ؛به طوری که در بعضی مناطق  تحت تأثیر علقه های بومی وبسترهای مساعد قومیتی شاهد جلوه های هنری وزیبایی شناختی پررنگ تری از این مناسک هستیم.

 


ادامه نوشته

چلاب (سینه زنی واحد) دراندیمشک

 


مراسم سینه زنی واحد ، یک سبک عزاداری شناخته شده جنوبی است. براساس اظهارات مردم وشواهد موجود به نظر می‌رسد این مراسم ابتدا دربوشهررواج یافته وبعد از آن به منطقه خوزستان وارد شده است. حذف بسیار ی از جلوه‌های مراسم نظیر ذکر و پامنبری، کیفیت مراسم سنج و دمام (هم به لحاظ کیفیت اجرا و هم کیفیت سازها) و اهمیت بوق شاخی در بوشهر و سازماندهی مراسم این نظر را تقویت می‌کند.

شهرستان اندیمشک ،ازجمله شهرهای شمالی خوزستان است که دررواج این سبک سینه زنی  بویژه درسالهای اخیر تأثیربسزایی داشته است .اگرچه تاریخچه اجرای این سبک از عزاداری دراین شهرستان  به قبل از انقلاب برمی گردد ؛ولی رشد ورواج آن پس ازانقلاب بیشتر بوده است که  از علل عمده آن، میتوان به این مورد اشاره کردکه درواقع این سبک خاص عزاداری به نوعی تقویت کننده گرایشهای خرده فرهنگی خاصی است که همزمان با پیروزی انقلاب و حوادث پیرامونی آن در این شهر نضج گرفته است ودرواقع اجرای این گونه عزاداری به نوعی ایجادکننده پایگاه اجتماعی برای  بانیان آن وهمچنین افراد متعلق به خرده فرهنگ مذکور محسوب می شود ؛ که غالبا" نیزازمیان خانواده های قدیمی تروساکنان اصلی این شهراند. این سبک سینه زنی به شدت تحت تأثیرموسیقی و ریتم   وحرکات خاص بدن است؛ به این صورت که نوحه خوان در وسط می ایستد و 5 تا 10 حلقه انسانی که اغلب ازجوانان هستند  دور او تشکیل می شود. سینه زن ها به صورت دایره ای می چرخند و حرکت پای آنان با نوای نوحه خوان هماهنگی پیدا می کند .در((سینه دوضرب ))  یک ضرب روی پای جلو وضرب دوم روی پای عقب انجام می شود ودر«واحد» سینه زنی با تک ضرب انجام می شود . نوحه خوانی ابتدا با ریتم ملایم آغاز می شود و سپس تند شده تا وقتی که نوحه خوانی به مقطعی با عنوان «واحد» می رسد. در این قسمت نوحه های حماسی خوانده می شود، سینه زدن ها تند شده و پاها به زمین کوبیده می شود. این مقطع با یک آهنگ قطع می شود و سپس با نوحه ای دیگر تکرار می شود وپس از اتمام این نوحه مراسم سینه زنی نیز به پایان می رسد .نکته جالب در این نوع سینه زنی همخوانی سینه زن ها با نوحه خوان است که با نظم و هماهنگی بالایی اجرا میشود. این نوع همخوانیها به شدت  با عواطف افراد آمیخته است وبآنها را به لحاظ احساسی درگیر می کند وباکنشهای احساسی خاصی(بستن چشمها، حرکات دست در هوا، حرکات خاص سر ،..) همراه است وشور خاصی را در میان سینه زنها وحاضرین ایجاد می کند.از اینرو این سبک از سینه زنی دربین جوانان محبوبیت بیشتری داراست چراکه از شوربالایی برخوردار بوده ونوحه های آن مضامینی حماسی و برانگیزاننده دارد ؛که متناسب با روحیات خاص جوانان است. همچنین فضای حاکم برهیئات چلاب دراین شهرستان معمولا" فارغ از محدودیت های موجود درسایر هیئات مذهبی مثلا"درمورد مقولاتی مانندپوشش ظاهری افراد ونحوه آرایش مو ومانند آن است  و حتی جوانانی هم که به لحاظ ظاهری درعرف اجتماعی ، غیر متشرع شناسانده می شوند وممکن است درمواجهه با فضاهای مذهبی دیگر،طرد شوند به راحتی دراینگونه هیئات حضور پیدا کرده ودر مراسم عزاداری آن مشارکت می کنند .بنابراین درچلاب همزمان با شور خاصی که از خواندن نوحه های حماسی درمخاطب ایجاد می شودغالب بودن وحضور پررنگ جوانان  هم سن وسال نیز، عامل مهمی در ایجاد نظم و یکدست بودن جمعیت وبه تبع آن افزایش جذابیت وجلوه های بصری  در این سبک ازعزاداری است که بوضوح قابل مشاهده است .

فاطمه فاطمه است

 

فاطمه (س) الگوی زن مسلمان واقعی جامعه امروز 

       درجامعه و فرهنگ اسلامی سه چهره از زن داریم :یکی چهره زن سنتی و مقدس مآب ،و یکی چهره زن متجدد واروپایی مآب و یکی هم چهره فاطمه و زنان فاطمه وار که هیچ شباهت و وجه مشترکی با چهره ای به نام زن سنتی ندارد.سیمایی که از زن سنتی در ذهن افراد وفادار به مذهب در جامعه ما تصویر شده است با سیمای فاطمه همانقدر دور و  بیگانه است که چهره فاطمه با چهره زن مدرن . امروز در جامعه ما این سئوال به شدت مطرح  است که چگونه باید شد؟ زنانی که در قالب های سنتی قدیم مانده اند مسأله  ای برایشان مطرح نیست و زنانی که قالبهای وارداتی جدید را پذیرفته اند مسأله برایشان حل شده است؟اما ، دراین میان این دو نوع زنان قالبی ،آنها که نه می  توانند آن شکل قدیمی موروثی را دیگر تحمل کنند و نه به این شکل تحمیلی جدید هرگز تسلیم شوند ،چه باید بکنند ؟اینان می  خواهند خود را انتخاب کنند ، خود را بسازند ، الگو می خواهند ، نمونه ایده ال . برای اینان چگونه شدن مطرح است .و فاطمه (س) با "بودن " خویش پاسخ به این پرسش است .

 


زندگی وسرگذشت  فاطمه (س) تصویری ازبهترین "دختر" و "همسر "و "مادر"  در طول تاریخ

تصویرسیمای او را پیامبر،خود رسم کرده بود و اورا در کوره های سختی وفقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده وناب ساخته بود. وی در همه ابعا د گوناگون زن بودن نمونه شده بود . یک اسوه ،یک شاهد برای هر زنی که می خواهد هویت خویش را خود انتخاب کند .اوبا طفولیت شگفتش ،با مبارزه مداومش ، در خانه پدرش ،در خانه همسرش ،در جامعه اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش ،چگونه بودن را به زن پاسخ می داد .فاطمه (س) کسی است که در دوران کودکی اش  یک مجاهد است ودر دوران سخت زندان سه ساله  مکه و شعب ابوطالب یک صبور بردبار ،و در  دوره بعد یک همکار  ، ودر دوره تنهایی و مرگ مادر ،یک مادر پدر "ام ابیها" ودر مدینه یک همسر بزرگ ترین مجاهد و رهبر و جوان تنها و غریب  و تهی دست این نهضت یعنی علی (ع) ، که خودش او را به همسری انتخاب می کند و به خانه ای  می رود که جز فقر وجز عشق هیچ چیزاسباب خانه نیست وهمسر وهمرا ه وهم پرواز تنهایی های علی (ع) و همدم سختیهای اوست .

فاطمه (س) در انتخاب همسر یک مسئولیت اجتماعی  از خود نشان می  دهد ،انتخاب  علی(ع) انتخاب یک شوهری است که جز شمشیر و عشق چیزی ندارد ومی داند وجودش چنان ساخته شده است که سرنوشت گویی اورا به عنوان سندانی در زیر همه شکنجه ها ،ضربه ها و سختی  ها ساخته و پرورده است . فاطمه (س)چه پر شکوه این انتخاب را و این رسالت را تا مرگ برعهده گرفت .و چه خانه ای ساخت ،خانه ای که در طول تاریخ چه مسلمان باشی و چه نباشی بی شک  به عنوان ملاک های ماورایی انسان بی نظیر است .

   خانه فاطمه (س) مطاف هردلی که انسانیت را می شناسد

 هیچ مذهبی ،تاریخی و ملتی چنین خانواده ای ندارد،خانواده ای که در آن پدر ،علی است و مادر ،فاطمه و پسر،حسین و دختر زینب .همگی در زیر یک سقف و در یک عصر و خانواده . خانواده ای که درآن علی واقعیتی است برگونه اساطیر و همسرش فاطمه ،نمونه ایده ال یک زن .هرکدامشان الگوهرکدامشان مثل اعلای یک تیپ-تیپ خودش-همه در یک خانواده ودر زیر یک سقف نه این که درطول تاریخ آنها را درکنار هم قرار دهیم . درعین حال  ، به هیچ خانواده ای از جانب هیچ ملتی این همه عشق و اخلاص و ایمان و شعر و خون نثار نشده است . ملت ما ، بر گرد در و بام خانه فاطمه ،یک فرهنگ پدید آورده است ؛ از این خانه یک تاریخ پر از هیجان و حرکت و شهامت و فضیلت ،بر بستر زمان جاری شده است ؛نهر زلال و حیات بخشی که بر همه نسل های ملت ما گذشته است و هم اکنون نیز در عمق روح و وجدان توده ما جریان دارد . خانه فاطمه(س)  کعبه ای ست که فرزندان و وارثان ابراهیم ،خود در آن نشیمن دارند .کعبه یک اشارت است و اینان "اصالت"آن خانه از سنگ و این خانه از انسان ، آن خانه مطاف تنها مسلمانان،و این خانه مطاف هر دلی که زیبایی را می  فهمد و جلال انسانیت را می  شناسد و آزادی ، عدالت ، عشق ،اخلاص ،تقوی وشهادت  را می ستاید .

         

 

 

کارکردهای مثبت کانونها ی فرهنگی - مذهبی زنان درمساجد


 

                

    جنسیت به عنوان یکی از عناصر تعیین کننده دینی و فرهنگی ،بسیاری از ابعاد حیات جمعی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد ودرچگونگی انجام فعالیتهای مذهبی و فرهنگی زنان چه به لحاظ ساختاری و چه به لحاظ صوری و محتوایی مؤثراست از اینرو پرداختن به آن در قالب یک موضوع مستقل واختصاصی مجزا که زیر مجموعه ای از کلیت امورفرهنگی محسوب می شود ضرورت می یابد چراکه در جامعه امروز ایران ظرفیت فکری واندیشگی زنان بخش قابل توجهی رابه خود اختصاص داده است که مقوله فرهنگ از مهم ترین بسترهای بروز و ظهور این ظرفیتها ست .در خصوص مشارکت های اجتماعی زنان پژوهش هایی هر چند محدود وجود دارد که داده ها یی در خصوص انگیزه های زنان و کارکردهای این گونه مشارکت ها ارائه میدهد از جمله مطالعه ای که تحت عنوان "مشارکت اجتماعی زنان" (1382، شادی طلب) صورت گرفته ودر آن این نتیجه به دست آمده است که بنا بر یافته های پژوهش میانگین مشارکت مدنی ( شرکت در سازمانهای صنفی ، کارگری و غیر دولتی ، گروهها ، احزاب و تعاونی ها ) زنان بسیار پایین تر و میانگین مشارکت مذهبی – خیریه ای آنان و شرکت در کارهای خیریه ، هیئت ها ، روضه ها ، سفره ها ، جلسات قرآن و جشن های مذهبی ، بسیار بالاتر از سایر انواع مشارکت هاست .

با استناد به نتایج این تحقیق شایدبتوان گفت که گرایش زنان جهت حضوردر این محافل سنتی بسیار بیشتراز گرایش آنها به حضور ومشارکت درفعالیتهای اجتماعی جدید و مدرن (مانند نهاد ها و سازمان های مدنی وNGOها) می باشد چرا که در چنین محافل سنتی ، فراهم بودن شرایطی ازجمله موافقت اعضای خانواده و هماهنگی وعدم تقابل آن با مسئولیت های زنان درخانه ، و مشروع بودن وجهه اجتماعی آن ومسائل بسیار دیگری مطرح است که در سایراشکال مشارکت اجتماعی برای زنان فراهم نمی باشد .از سوی دیگردر جامعه امروز ما، ارتباطات وگردهمایی های سنتی زنان از جمله اجتماعات مذهبی ومناسکی منعقد در مساجد وحسینیه ها و مانند آن اهمیت وکارکرد گذشته خود را همچنان حفظ کرده اند چراکه براساس ارتباط میان فردی چهره به چهره و گروهی وصمیمانه وهمدلانه شکل گرفته وتداوم می یابدو ازآنجاکه زنان در چنین فضایی بادریافت آنی عکس العمل و یا بازخورددیگران نسبت به رفتارخویش مواجه اند به عنوان موثر ترین بستر وزمینه اجتماعی درایجادتعامل و ارتباط سازنده میان آنان میتواند مورد توجه قرار گیرد.

بنابراین اجتماعاتی از این دست که به دلیل ماهیت مذهبی و شکل خود جوش و مردمیشان توانایی جذب افراد بسیاری را دارند محدودیت های جنسیتی زنان درمورد حضوریافتن در اجتماع وانجام فعالیتهای مذهبی و فرهنگی رانیزاز میان برمی دارند ومی توانندبه عنوان کانونهایی بالقوه مد نظر وتوجه قرار بگیرند وبابرنامه ریزیهای منسجم وهدفمند تقویت شوند.چراکه کارکردهای مثبت زیادی از جمله بالا بردن سطح آگاهی زنان شرکت کننده و حداقل آگاهی های مذهبی، حضور در محیطی دوستانه که منجر به حل برخی مشکلات شخصی و روانی می گردد . انجام فعالیت در امور خیریه و عام المنفعه ، پر کردن اوقات فراغت، -ایجاد شالوده ای برای رسوم اخلاقی جامعه؛ کنترل اجتماعی و راهنمایی و اشاعه ارزشها . جهت دادن به نذورات و انفاقات ، ایجاد احساس اطمینان و خود باوری در زنان ،مبادله اطلاعات و برانگیختن حس مشارکت داوطلبانه و تاثیرات روانشناختی برروی زنان رابه دنبال دارد.